یک استکان چای با خدا ...

ساخت وبلاگ
چکیده : ... با عنوان : روزگار تنهایی بخوانید :
 دلگيرم...

در خیابان که راه میروم فقط سکوت... فقط یا خدا... فقط آه...

حالا... بگذار همه فکر کنند برنده اند...

خدا که میداند دلم چقدر مظلوم بود...

 

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : تکلیف بخوانید :
یک کتاب کوچک دارم... برش میدارم میروم امامزاده 

سکوت میکند... 

میگذارمش میان خودم و حضرت...!

میپرسم تکلیف مرا نمیخواهی مشخص کنی؟!

  باشد یا نباشد؟! میخواهی اش یا نه؟

سکوت میکند

به یلدا نزدیک میشویم...  

به مرگ...

به آخرین انار روی درخت... به بی برگی و بی ثمری درخت خرمالوی حیاط 

زنگ زده میله های در...

من نفس های آخرم را میکشم... 

چادرم خیس شده... و کفش هايم....

تکلیف من چیست؟!... 

سکوت میکند...

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : نامرد بخوانید :
با خودم عهد کرده بودم دوباره اعتماد نکنم...،

ولی....

حالا می بینم که میشود " نامرد"ی درمان باشد!،

وقتی دنیا وارونه شده باشد...

 

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : برهوت بخوانید :
 

حال من حالی نیست که بتوان به آن گفت خوب..

میخواهم بنویسم ولی نميتوانم...!

هیچ چیز بدتر از دردی نیست که بابتش زبانت به حرف زدن سنگین میشود...

خدا که ميداند...  دید.... گفته بود... ولی من خودم بودم که همچون کودکی نوپا پریدم در آغوشی که امن نبود...

حالا... جواب اينهمه برهوت روحم را چه کسی خواهد داد؟.... 

آنها که دینشان را با رها کردن روحم حفظ کردند؟....

آه....

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : کلافِ کلافه! بخوانید :
احساس کلافگی در حقیقت هم انگار چیزی شبیه کلافی ست که انقدر پیچیده شده در هم، که باور نداری بشود آن همه گره اش را از هم گشود... تنها باید خودت را گوشه ای پرت کنی و رها کنی... ای کاش ميشد... من خسته ام. یک استکان چای با خدا ......ادامه مطلب
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : نگاه کن! بخوانید :
بستگی داره چطور نگاه کنی... خوب که فکر میکنم میبینم همیشه خودِ اصل "دوست داشتن" رو دوست داشتم...! دوست داشتن آدمها... درخت ها... شادی ها... آرامش... دوست داشتن کتاب... نقاشی... هنر... طبیعت... نه کمتر یک استکان چای با خدا ......ادامه مطلب
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : حوصله بخوانید :
حوصله ی من رو نداره...  نميدونم اینجا چکار میکنه؟..

کمی غر ميزنه کمی شکوه میکنه کمی به من بی محلی میکنه.. . بعد دستمو می بوسه.... 

چقدر سخته فهمیدن صداقت آدمها...

ميگه دلش ميخواد بره....

نميدونه من چند ساله که آرزوم رفتنه.... انگار مشقهای قدیمی منو تازه داره یاد ميگيره... 

میرم سراغ گذشته م... چقدر خوب بود روزهای کودکی... و تپش های عاشقانه ی نوجوانیم....

انگار منم حوصله ی هیچکس رو ديگه ندارم....

نميدونم اینجا چکار میکنم؟!...

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : حیران فقط یک گردنه نیست! بخوانید :
دلتنگ نیستم...بیشتر بلاتکلیفم ... گاهی از خودم میپرسم واقعا این آدم... همان هست که ارزش اينهمه صبر و اذیت و کنایه را داشته باشد؟... یا میپرسم، این رابطه که اينهمه برایش خرج شدی، واقعا همان بود که ساله یک استکان چای با خدا ......ادامه مطلب
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

چکیده : ... با عنوان : مرگ بخوانید :
. نه تو می مانی و نه من... نه این همه غم و شادی مواج بین ما... روزگاری که چندان دور نيست...  میان ما و تجربه اش یک استکان چای سرد و چند قند خاک گرفته منتظر است تا... قول بده دلگیر نشوی از هراس من...  و نه از سکوتم... و چای هايمان را داغ بریزی....  که زندگی چیزی نیست که...  از یاد من و تو برود... ام یک استکان چای با خدا ......ادامه مطلب
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 11 تاريخ : دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 1:54

چکیده : ... با عنوان : هنوز هم.. بخوانید :

.
...
این همه آدم بی رد پا،
و آن همه رد پای بی صاحب!
زیر سقف آسمان ساکت این دنیا...
غمگین نیست صدایم...!
فقط دیگر مخاطبی ندارد این روزها...
وگرنه...
هنوز هم ایمان دارم که،
باید روزی حداقل چند دقیقه، به آسمان نگاه کرد...
هنوز هم فردا، روز خداست...
و هنوز هم باید رفت...، وقتی که دلی برای ماندنت دست و پا نميزند...!
هرچقدر هم که،
دنیایت پر باشد از آدم بی رد و،
رد پای بی صاحب....
.
.
.


نوشته شده در  ساعت   نویسنده شـــبیر 

یک استکان چای با خدا ......
ما را در سایت یک استکان چای با خدا ... دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 12 تاريخ : سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 11:01