
من از مسیر جاده ای رفتم که عبور از حوالیاش را هم در کتابچه ی زندگی تو ننوشتند رفیق... گناهی نداری اگر نمیفهمی چه میخواهم... در این جاده انقدر عمیق طعم گسِ خیانت و خودخواهی و تنهایی به دهانم نشست که تمام غدد چشایی ام خو گرفت به بی مزه بلعیدن... حالا ماحصل تجربه به تو میگویم که باید بی مزه ببلعیم زندگی را... آن وقت نه شیرینی اش ما را مست میکند... و نه تلخی اش نا امید...! و شاید همین بوده که قرن ها آن را بزرگان تقوا خواندند و نفهميديم... ...
ادامه مطلب