خرید بک لینک
یک کتاب کوچک دارم... برش میدارم میروم امامزاده

سکوت میکند...

میگذارمش میان خودم و حضرت...!

میپرسم تکلیف مرا نمیخواهی مشخص کنی؟!

باشد یا نباشد؟! میخواهی اش یا نه؟

سکوت میکند

به یلدا نزدیک میشویم...

به مرگ...

به آخرین انار روی درخت... به بی برگی و بی ثمری درخت خرمالوی حیاط

زنگ زده میله های در...

من نفس های آخرم را میکشم...

چادرم خیس شده... و کفش هايم....

تکلیف من چیست؟!...

سکوت میکند...

برچسب: نویسنده: سام نوری تاريخ: دوشنبه 22 بهمن 1397 ساعت: 23:56

صفحه بندی