
دوستی ميگفت اینجا شبیه یک قبرستان پر از اندوه است... حق داشت... اندوه من از درد افسوس من از استرس و ترس این اشک من از غم رفتار من از خاطره ی صبح تلافی ست...! دوستت دارم را هزار بار بنویس... آن وقت دفترت را بیاور....! شاید این بار نمره ات را با دستان اشک آلودم دادم رفیق.... آه... رفیق... چقدر دلگرم بودم روزی به این واژه.... . . ....
ادامه مطلب