یک استکان چای با خدا ...

متن مرتبط با «یا اباعبدالله یعنی چه» در سایت یک استکان چای با خدا ... نوشته شده است

آنچه باید درباره مفتح ! بدانید

  • نیلوبلاگ

    مفتح !در ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.حالا که چی؟مثلا کجا رو فتح میکنی با اثبات بر حق بودنت به بقیه؟قلب آدمی را که در این دنیا بودنش در ثانیه ای بعد تضمینی ندارد؟!اموالی را که از فردی به فرد دیگر منتقل شد و داخل هیچ گوری ضامن صاحبش نشد؟ قدرت و ریاستی را که سالها از آن دیگران بود و آن دیگران هیچ یک با تمسک بدان جاودان نشدند؟رعایت اصول درست و استفاده از تجربه‌های کاربردی می‌تواند نتیجه نهایی را بهتر کند.و یا نام و رسم و اعتباری را که با یک داستان من در آورد...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات من

  • نیلوبلاگ

    منجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.یک مادر ! که یکسال قبل در چنین روزی پسرم را زیر خاک پنهان کردم...پسری که تنها ۱۶ ماه داشت... و سرطان تمام حلق و حنجره و دهانش را گرفته بود... ...پیشنهاد یک کار داشتم. از خانم دکتر عزیزی که چند سال قبل در آزمایشگاه با ایشان همکار بودم. در ابتدای راه اندازی یک مرکز آزمایشگاهی تخصصی تازه میخواهند پذیرش را تمام و کمال من آغاز کنم. من... می‌توانم آیا؟!... تکه پاره های وجودم را سر هم اگر بتوانم بکنم هم، قطعه ای از من همیشه نیست در ا...

    ادامه مطلب
  • افشای جزئیات پسرم

  • نیلوبلاگ

    پسرمدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید.عزیز من، پس از یک سال سکوت و اشک و حسرت، حالا شاید بشود از تو حرف زد... تویی که هیچ نگفتی، ولی از درون خفته ی من هزار حرف خاک گرفته برآوردی...قصه ی من و تو داستان پر تاب و تب و پرهیاهویی نیست... من اندر خم کوچه ی خانه نشینی کرونایی ام پس از ازدواج، وقتی که هنوز درگیر چرایی بیرون آمدن از شغلی که به زحمت و تلاش ساخته بودمش و به خیانتی دوستانه! از من ربوده شد، درگیر این بودم که چرا ازدواج؛ این پدیده ی مهم در بلوغ اجتماعی و...

    ادامه مطلب
  • یا کریم..

  • نیلوبلاگ

    نشسته ام پای جانماز...صدای یا کریم ها در سکوت حیاط خانه ی قدیمی مان میپیچد... دوست دارم یا کریم صدایشان کنم...، آن وقت که یار کریم نیست... یکی از گذشته ی فعالیت های مجازی ام، پیام فرستاده:حلالم کن... تکیه گاه دختری شده ام... وگرنه از تنهایی هراسی نداشتم... باورم نکردی... و من تصمیم گرفتم....فکر میک...

    ادامه مطلب
  • یا اباعبدالله...!

  • نیلوبلاگ

    . تازه فهمیدم از این دنیا چه میخواهم...!میخواهم کسی را بیابم که تا سرحد جنون عاشقش باشم....اصلا دوست داشتن متقابلش مهم نیست...!فقط این میل نامیرا به خواستن اوست که مرا در این سرما زنده نگه داشته...دوست داشتن کسی که دلم او را بخواهد....و هرطور نگاه میکنم،تو دوست داشتنی ترینی ...........

    ادامه مطلب
  • یا حضرت پدر...

  • نیلوبلاگ

    . به خودم میگویم :خستگی حرمت دارد... آن را حرام بی میلی ات به هوا نکن...امروزها شاید فقط ساعت ۱۲ نفس میکشم...! باقي همه اش یک مشت عدد خفقان آور است و بس...آه... کاش بودید....چقدر محتاج حرف زدنم با یک بزرگتر... این روزها........ ......

    ادامه مطلب
  • یادگاری های دردناک!

  • نیلوبلاگ

    دلتنگی محرم امانم را بریده... ؛یا حسرت وقوع قرن ها تنهاییت در آن سراشیبی قتلگاه.. ؛یا دلهره ی تکرار یک عاشورای دوباره برای صاحب زمان...بی قرار گریه هایِ های های توام...آه... شاه کربلا... آخرین نگاه مانده بر حرم...، هر بار که دوره میشود در ذهنم ،چادرم را محکم تر میگیرم...مرا برسان به محرم...حتی اگر نفسی نبود...در تنگنای تاریک قبر هم؛روضه هایت را دوست خواهم داشت.... ...

    ادامه مطلب
  • پایان مبادا...

  • نیلوبلاگ

     آقای روزهای اردیبهشتی دنیا...دردِ دل هایم را برایتان؛نگه میدارم برای روز پایان مباداها...!تمام میشود بالاخره... میدانم....مباداهایم را محترم شمردم...بیست و اندی سال است...! تنها به شوق آمدنت... باور کن...! چقدر دوست دارم بیایی و ؛گرد و غبار سالها غیبتمان را ؛از چشمان اسمانیت وام بگیرم و ... ؛ تیمم کنم همه ی عمر.....عمر...؟اصلا مگر زندگی هم کرده ایم پیش از شما؟!....آه.... باز هم عصر جمعه رسید و دلتنگی تحقق رویاها...نفسم را برید....... #اللهم_عجل_لوليك_الفرج...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    یا اباعبدالله الحسین | یا اباعبدالله | يا اباعبدالله | یا اباعبدالله الحسین(ع) | یا اباعبدالله حسین | يا ابا عبدالله الحسين | یا اباعبدالله الحسین یونس حبیبی | یا اباعبدالله یعنی چه | یا اباعبدالله آقام آقام | مداحی یا اباعبدالله الحسین