
. کاش خدا این زمین را چنگ میزد.... آب میکشید... و یک بار هم که شده جاذبه را بر عکس میکرد...؛ تا قطره هایش بروند به آسمان..... .سکوت این همه سیاهی؛ نفسم را بند آورده........... ......
ادامه مطلب
. گاهی...انتظار داری کسی بیشتر بفهمد...کمی بیشتر از بقیه... فقط گاهی...!آن هم پس از مدتها خواستن خودش! تلاش کردنش...! دلیل آوردنش! محبت کردنش! عاشقی کردنش...!انگار نه انگار که بارها و بارها به خودت گفتی:اشتباه نکن دیوانه! این یکی هم هیچ تفاوتی با بقیه ندارد!،ولی ناگهان از راه رسیده و گفته هایت را به دلت خط زده! ...و به چشمهایت فهمانده که؛ فرق میکند...!فرق...اما...گاهی...همین که بیشتر باور میکنی؛و دلت گرم میشود...؛و آرام میشوی ؛که کسی پیدا شده تا ؛ بیشتر بفهمد...........در رد پای رفتنش روی شن ها...؛تازه میبینی چقدر تنهاتر شدی.......
ادامه مطلب