یک استکان چای با خدا ...

متن مرتبط با «دلم گرفته از همه» در سایت یک استکان چای با خدا ... نوشته شده است

روایت تازه از زندگی

  • نیلوبلاگ

    زندگیدر ادامه اطلاعات مربوط به این مطلب و نکات قابل توجه آن را مشاهده می‌کنید....داشتنی هایی که نداریمو سکوتی که میسازیم و میخواهیمحاصل دسترنج عقل ماست زندگی...و دردها، انوار مقدسی که برما متصل میشوند و مقصود آنها گسترش است و صعود،و زمین زمینه ی تکرار هزارمین بار این داشتنی ها و سکوت ها و دردهارعایت اصول درست و استفاده از تجربه‌های کاربردی می‌تواند نتیجه نهایی را بهتر کند.این بار ولی؛ برای ما......

    ادامه مطلب
  • روایت تازه از یوسف...

  • نیلوبلاگ

    یوسف...جزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است. دیالوگی از پوست شیر حرف حسرتهای عمیق روحم بودآنجا که گفت وقتی فرزندم به دنیا آمد به تنها چیزی که فکر نمی‌کردم این بود که هم اومدنش رو ببینم هم رفتنش رو...دیدم منم همین بودم... وقتی برای اولین بار بغلت کردم، و چشمان زیبای تو پیوندی عجیب با دلم برقرار کرد، حتی به ذهنم هم خطور نمی‌کرد روزی کنار گودالی خالی شده از خاک، که قرار بود خونه ی بدن کوچک و نحیف تو باشه، برای آخرین بار بغلت میکنم...و دیگه در آغوشم از پله های خونه نم...

    ادامه مطلب
  • همه جا بودی..

  • نیلوبلاگ

    ... امروز رفته بودم دانشگاه... در پاگرد ورودی ساختمان علوم پایه بودی.... جلوي درب پایین پله ها بودی... روی صندلی های پیش از کلاس ها... با ساکی در دست... و کتابی که دوستش دارم.... و داخل ماشین بالاتر از ورودی حیاط... داخل یک پراید قدیمی... روبه روی خورشید شهر....ولی خورشید.... امروز هیچ کجا نبود.......

    ادامه مطلب
  • باز هم مسابقه...

  • نیلوبلاگ

    .بیا دوباره بچه باشیم...بیا حالا که ظهر داغ تابستان آمده، در کوچه ی قدیمی مان، دوباره دوچرخه سواری کنیم... دلم میخواهد دوباره بگویی: بیا مسابقه بدهیم ...!میدانی؟... آخر مدت هاست هر کس که زودتر رسید برنده نیست ! مردم هرکسی را که زودتر "رفت" برنده میدانند...از وقتی با تو مسابقه ندادم؛ همیشه بازنده شدم....بیا که بگذاری این بار من برنده باشم....طعم خوشی ندارد دور شدن ها را تماشا کردن....باز هم انگشتم را که بریدم... ؛دستم را بگیر و ببر زیر شیر آب حیاطتان، و به چشمهایم بگو...: "خوب میشوی ... همین الان...". بگذار در عاقبت این همه گرما، قرمزی گونه های گیلاس بماند و... شیرینی توت ه...

    ادامه مطلب
  • دلم گرفته....

  • نیلوبلاگ

    . کاش خدا این زمین را چنگ میزد.... آب میکشید... و یک بار هم که شده جاذبه را بر عکس میکرد...؛ تا قطره هایش بروند به آسمان..... .سکوت این همه سیاهی؛ نفسم را بند آورده........... ......

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    دلم گرفته | دلم گرفته ای دوست | دلم گرفته ای خدا | دلم گرفته ای رفیق | دلم گرفته است | دلم گرفته از همه | دلم گرفته خدایا | دلم گرفته امین رستمی | دلم گرفته آسمون | دلم گرفته از خودم