
حال من در این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.فرق داره..با آنچه در ذهنم بود...با آنچه یک عمر منتظرش بودم....و این تفاوت های او هم شکلی معوج از تنهایی من است.... رعایت اصول درست و استفاده از تجربههای کاربردی میتواند نتیجه نهایی را بهتر کند....
ادامه مطلب
منجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخشهای مهم در ادامه ارائه شده است.یک مادر ! که یکسال قبل در چنین روزی پسرم را زیر خاک پنهان کردم...پسری که تنها ۱۶ ماه داشت... و سرطان تمام حلق و حنجره و دهانش را گرفته بود... ...پیشنهاد یک کار داشتم. از خانم دکتر عزیزی که چند سال قبل در آزمایشگاه با ایشان همکار بودم. در ابتدای راه اندازی یک مرکز آزمایشگاهی تخصصی تازه میخواهند پذیرش را تمام و کمال من آغاز کنم. من... میتوانم آیا؟!... تکه پاره های وجودم را سر هم اگر بتوانم بکنم هم، قطعه ای از من همیشه نیست در ا...
ادامه مطلب
یک مادر ! که یکسال قبل در چنین روزی پسرم را زیر خاک پنهان کردم...پسری که تنها ۱۶ ماه داشت... و سرطان تمام حلق و حنجره و دهانش را گرفته بود... ...پیشنهاد یک کار داشتم. از خانم دکتر عزیزی که چند سال قبل در آزمایشگاه با ایشان همکار بودم. در ابتدای راه اندازی یک مرکز آزمایشگاهی تخصصی تازه میخواهند پذیرش را تمام و کمال من آغاز کنم. من... میتوانم آیا؟!... تکه پاره های وجودم را سر هم اگر بتوانم بکنم هم، قطعه ای از من همیشه نیست در این دنیا....دیگر باور ندارم همان انسان قبل باشم... شاید ضعیف تر... شاید قوی تر... شاید فرسنگ ها دورتر.... آه...پسرم...تو را یک سال است که ندارم؟... یا قرنهاست که از من دوری....... نوشته شده در ساعت &am...
ادامه مطلب
فرق داره..با آنچه در ذهنم بود...با آنچه یک عمر منتظرش بودم....و این تفاوت های او هم شکلی معوج از تنهایی من است.... نوشته شده در ساعت   نویسنده شـــبیر بخوانید...
ادامه مطلب
. خدا انگار بعضی ها را در زندگیت می آورد و میبرد تا ، بخشی از وجودت را از تو بکنند و با خود ببرند...آن وقت حتی اگر برگردند هم،دیگر آن "منِ" سابق نخواهی شد...ولی هيچ چيز سخت تر از تماشای دور شدن کسی نیست کهبخشی از وجودت را با خودش میبرد............
ادامه مطلب
.بیا دوباره بچه باشیم...بیا حالا که ظهر داغ تابستان آمده، در کوچه ی قدیمی مان، دوباره دوچرخه سواری کنیم... دلم میخواهد دوباره بگویی: بیا مسابقه بدهیم ...!میدانی؟... آخر مدت هاست هر کس که زودتر رسید برنده نیست ! مردم هرکسی را که زودتر "رفت" برنده میدانند...از وقتی با تو مسابقه ندادم؛ همیشه بازنده شدم....بیا که بگذاری این بار من برنده باشم....طعم خوشی ندارد دور شدن ها را تماشا کردن....باز هم انگشتم را که بریدم... ؛دستم را بگیر و ببر زیر شیر آب حیاطتان، و به چشمهایم بگو...: "خوب میشوی ... همین الان...". بگذار در عاقبت این همه گرما، قرمزی گونه های گیلاس بماند و... شیرینی توت ه...
ادامه مطلب